برگزاری بیست و پنجمین سالگرد شهادت شهید رسول حیدری و شهید محمد آودیچ در بوسنی


سلیمان افندی چلیکوویچ در این مراسم ضمن گرامیداشت یاد و خاطراه شهدای جنگ بوسنی و هرزگوین، جمهوری اسلامی ایران را یکی از دوستان واقعی و راستین بوسنی و هرزگوین عنوان کرد که در تمام شرایط به خصوص روزهای سخت و دشوار جنگ در کنار دولت و مردم بوسنی ایستاد.

دعوت به نشست «سلام سارایوو»


از کتاب های «لبخند من، انتقام من است» ، «کارت پستال­هایی از گور» و «خداحافظ سارایوو» در این مراسم رونمایی خواهد شد.

تمدید فراخوان حضور در سالگرد نسل‌کشی سربرنیتسا


فراخوان شرکت در پیاده روی مارش میرا تا تاریخ ١٣٩٧/١/٢٧ تمدید شد.

فراخوان حضور در سالگرد نسل‌کشی سربرنیتسا


تشکل مردم‌نهاد رهروان ستارگان هدایت با همکارى کالج فارسی بوسنیایى، به مناسبت بیست و سومین سالگرد نسل‌کشی سربرنیتسا برگزار می‌کند:

گردهم‌آیی بین‌المللی فعالان صلح و مقاومت در بوسنی و هرزگوین، هم‌زمان با راه‌پیمایی مارش میرا

صرب‌ها و کروات‌ها چگونه قصد داشتند بوسنی را تقسیم کنند؟


او به ما گفت که او با میلوشویچ توافق کرده تا دو تیم در راستای عادی‌سازی روابط میان صربستان و کرواسی کار مذاکره کنند. با این حال، لازم بود که ایده اصلی این مذاکرات را پنهان نگه داریم…

دیتون یک اجبار بود نه یک انتخاب!


البته امروز خیلی‌ها ممکن است بگویند امضای توافق‌نامه اشتباه بود و باید جنگ ادامه پیدا می‌کرد. این افراد شرایط آن زمان را مدنظر قرار نمی‌دهند و از دور به ماجرا نگاه می‌کنند…

کربلای سرپل ذهاب


در اینجا،
در کربلای سرپل
چه می‌بینی؟

جرقه‌ای رو به خاموشی


به بهانه‌ی ۱۹ اکتبر سالمرگ علی عزت بگوویچ، رییس‌جمهور فقید بوسنی

نقد و بررسی کتاب «ر»


متن سخنرانی احمد شاکری نویسنده و منتقد ادبی کشور در نشست نقد و بررسی کتاب «ر» در کتابخانه عمومی پیروزی تهران: […]

اهل همین زمین


سعیده پیرزاده:
به بهانه دیدن یک عکس از آثار جنگ بوسنی بر ساختمان‌‌ها، از قفسه کتاب‌های خوانده شده «ر» را برای دوباره خواندن برداشتم؛ زندگینامه شهیدرسول حیدری که کیلومترها و ماه‌ها دورتر از مرزهای ایران و جنگ تحمیلی، در بوسنی و هرزگوین شهید‌شده.

برای اینکه خواندنم با دفعه قبل کمی متفاوت باشد تصمیم گرفتم از دل داستان، کلیدواژه‌های شخصیتی قهرمانش را از کودکی تا اوج قهرمانی بیرون بکشم.

نتیجه به فهرستی از صفات آشنا و ساده تبدیل شد که بیش از حد تصورم از آن شگفت‌زده شدم: با مادرش رفیق بود/ به برخی دستورات مهم بی‌اعتنا بود و آنها را برای خودش توجیه می‌کرد/ در گل کوچک هرطور شده بود گل می‌زد، حتی یکی!/ در هر جمعی وارد می‌شد، چند دقیقه بعد با همه رفیق بود/ حوصله کلاس درس را نداشت/ رک و صریح بود/ شلختگی‌اش دیگران را کلافه می‌کرد/ ریاضی‌اش را با دعا پاس می‌کرد/ گاهی تند و بی‌ملاحظه بود/ احساساتی و حساس به ظلم/ در جوانی، عشق کتاب‌های پلیسی را داشت/مستعد در کار با آدم‌هایی که هیچ‌کس تحملشان را نداشت/ بی‌استعداد در قرائت قرآن با صوت/ در یادداشت‌هایش خوانده بودند مدام مردد بوده که کارش درست هست یا نه/ در جنگ‌ها همیشه نیروی آزاد بود و مسئولیت نمی‌گرفت تا کسی به او دستور ندهد/ یکجا بند نمی‌شد و بی‌قرار بود و… هرچقدر هم بگویند و بگوییم این آدم‌ها، آسمانی و مافوق بشر بودند و دست ما بهشان نمی‌رسد، خودشان می‌زنند زیر کاسه و کوزه‌ تمام این‌ حرف‌ها و ما را، اگر فقط ته دل و نوک سوزن از اراده‌مان با آنها باشد، می‌گیرند و تا دیدن تصویر واقعی خودشان می‌برند. شهدایی که رفتارهای خارق العاده‌ای داشتند و به‌معنای واقعی کلمه خاص بوده‌اند، اکثریت این جماعت را تشکیل نمی‌دهند. بیشترشان آدم‌هایی با حداقل ویژگی‌های بارز بودند و مزیت رقابتی‌شان تنها نگاهی بوده که به انتهای راه دوخته بودند.

آ‌ن‌قدر در این عمر کوتاه، آدم عادی شبیه به‌خودم و اطرافیان در زندگینامه‌ شهدا دیده‌ام که باورم شده با همه‌ تفاوت‌هایی که در فضای اجتماعی و ابعاد شخصیتی‌مان با آنها داریم، به مقصدی که رسیده‌اند خواهیم رسید؛ اگر قله‌ بزرگی را در زندگی نشانه بگیریم و خواسته‌ فتح آن را به فهرست کلیدواژه‌های شخصیتی‌مان اضافه کنیم.

منابع: همشهری آنلاین

طفل کیبر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.